حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2054
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
سلوكىها را در ايجاد پرستشى براى خودشان قوّت داده . سلكوس اوّل لقب نيكاتور داشت ، كه در يونانى بمعنى فاتح است . كارهاى سلكوس چنان كه بالاتر از قول ديودور گفته شد ، سلكوس يكى از سرداران اسكندر و مورد اعتماد او بود . اوّل دفعهاى ، كه او طرف توجّه اسكندر گرديد ، موقعى بود ، كه پادشاه مقدونى در هند از رود هيداسپ گذشته با پروس جنگ كرد و سلكوس مردانگى و شجاعت خود را در اين جنگ نمود . پس از آن او نزد اسكندر مقرّب گرديد و وقتى كه او پس از مراجعت از هند در شوش بسرداران نامى خود زن ايرانى ميداد ، سلكوس هم بامر اسكندر دختر سپىتامن « 1 » سردار ايرانى را ازدواج كرد ( شرح كارهاى اين سردار در صفحات 1710 - 1711 و 1724 - 1725 اين تأليف گذشت ) . اين دختر ، كه نامش آپامه « 2 » بود ، بعدها ملكه و مادر وليعهد دولت سلوكى گرديد . از اينجا است ، كه سلسله سلوكى را بعض مورّخين و نويسندگان سلسله مقدونى و ايرانى گفتهاند . بعد از مرگ هفستيون « 3 » ، سردار محبوب اسكندر ، شغل رياست سواره نظام او به سلكوس محوّل گرديد و پس از فوت اسكندر ، او معاون پرديكّاس نايب السّلطنه بود و شغل خيلى آرك « 4 » را نيز داشت ( بالاتر گفته شد ، كه اين شغل را اسكندر از ترتيبات دربار ايران اتخاذ كرده بود و خيلى آرك به زبان يونانى رئيس هزار نفر است . ظنّ قوى ميرود ، كه پارسى اين لفظ يونانى هزارپت بوده ، كه نيز بمعنى رئيس هزار نفر است . اين شغل در دربار ايران هخامنشى اهميّت زياد داشته و درباره دارنده آن ، احتراماتى بزرگ مرعى ميداشتند ) . بعد درباره سلكوس ميدانيم ، كه او به پرديكّاس خيانت كرد ، زيرا در مصر در موقع عبور قشون مقدونى از نيل محرّك شورش شد و در نتيجه سربازان مقدونى پرديكّاس را بقتل رسانيدند . پس از آن از جهت خدمتى ، كه سلكوس به آنتىپاتر
--> ( 1 ) - Spitamenes . ( 2 ) - Apama . ( 3 ) - Hefestion . ( 4 ) - Chiliarque .